تبلیغات اینترنتیclose
گروس ، گلبرگ دوم
پیچک ( گروس عبدالملکیان)
شعر و ادب پارسی

  پیراهنت 

         در باد تکان می خورد

                                این ،تنها پرچمی ست که دوستش دارم

 

                                                             عبد الملکیان
                                                       گــــــــــــــــــــــــــروس
                   



نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 8 خرداد 1392 توسط سید مجتبی محمدی |


باروت نم کشیده
 

 

**

از همين ديروز بود


كه هرچه آتش ديوانه شد

ديگر

آب، جوش نيامد.

 پرتقال‌ها

خورشيدهاي بي‌شماري شدند

كه صبح بر شاخه رسيدند

و ماهياني كه در آسمان شنا مي‌كردند

از دهانه‌ي غاري كه ما به آن ماه مي‌گوييم

مي‌آمدند و مي‌رفتند

 انگار

كسي قانون‌هاي جهان را عوض كرده بود.

من ترسيدم

و رازِ دوست داشتنت را

مثل جنازه‌اي كه هنوز گرم است

در خاك باغچه پنهان كردم

 به دنبال تو

بر درها

دَر زدم

 دريا باز كرد

اسب‌ها چنان مي‌دويدند

كه يالِ موج و موجِ يال

شعر را به هم مي‌زد

 برگشتم

و نقطه‌اي بيشتر برابرم نبود

آنقدر دور شده‌ بودم

كه زمين

نقطه‌اي بيشتر نبود

 فكر كن

در واگني باشي

كه از قطار جدا مي‌شود

و پايي را كه از ايستگاه برداشته‌اي

بر خاكِ رُسِ كوير بگذاري

چه كلماتي داشت

اگر با دهانِ كفش‌هايت شعر مي‌گفتي!

 من اما

بيشتر نگران عمر بودم

تا نگران آب

و نمي‌دانستم عمر، بدون آب

از گلويم پايين نمي‌رود

 ***

 مي‌ترسم

مي‌ترسم از اين خواب

كه هر لحظه مرا دورتر مي‌برد

و هرچه بيشتر شانه‌هايم را تكان مي‌دهي

بيشتر خواب ساعتي را مي‌بينم

كه در گورستان زنگ مي‌زند

 فکر کن

به باراني كه از پيراهنت مي‌گذرد

از پوستت مي‌گذرد

و از درون

تو را غرق مي‌كند

 حالا

تو مرد خسته‌اي هستي

که کم کم بیشتر می شوی

 در خيابان‌ها مي‌دوي

و لااقل هميشه چند دست

براي گرفتنِ زخم‌هات كم داري

 در باران‌ها مي‌دوي و

نمي‌داني

خشم يك طپانچه‌ي خيس

ديگر به هيچ دردي نمي‌خورد.

 آه، باروت نم‌كشيده‌ي من!

پرندگان به آسمان رفته‌اند

و خورشيد

از هيزم پرندگان روشن است

اين‌گونه‌است كه تنها مي‌شوم

و تو را چون مِیداني از مين‌هاي خنثي نشده

بغل مي‌كنم

 حالا

مي‌توانيد يك دقيقه سكوت كنيد!


مي‌توانيد

سنگي بر اين شعر بگذاريد

 نامي بر آن ننويس!

بگذار فكر كنند

مردي

با اين همه گلوله در سينه

گريخته است

 

 

 

گروس عبدالملکیان

برچسب ها : ,

موضوع : گروس ، گلبرگ دوم, | بازديد : 105

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 8 خرداد 1392 توسط سید مجتبی محمدی |


آدم برفی

**
 

به شانه ام زدی

که تنهایی ام را تکانده باشی

به چه دل خوش کرده ای ؟!


تکاندن برف

از شانه های آدم برفی ؟!

 

 

گروس عبدالملکیان

برچسب ها : ,

موضوع : گروس ، گلبرگ دوم, | بازديد : 202

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 8 خرداد 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 


نقاشی
 

**

دزدی در تاریکی

به تابلوی نقاشی خیره مانده است

 

 

گروس عبدالملکیان

برچسب ها : ,

موضوع : گروس ، گلبرگ دوم, | بازديد : 91

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 8 خرداد 1392 توسط سید مجتبی محمدی |


صدا
 

**

صدای قلب نیست

صدای پای توست

که شب ها در سینه ام می دوی


کافی ست کمی خسته شوی

کافی ست بایستی

 

 

گروس عبدالملکیان

برچسب ها : ,

موضوع : گروس ، گلبرگ دوم, | بازديد : 199

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 8 خرداد 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

  
 
پرواز

**
 

پرواز هم دیگر

رویای آن پرنده نبود


دانه دانه پرهایش را چید

تا بر این بالش

خواب دیگری ببیند
 

 

 

گروس عبدالملکیان

برچسب ها : ,

موضوع : گروس ، گلبرگ دوم, | بازديد : 222

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 8 خرداد 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

زلال
 

**

دریای بزرگ دور

یا گودال کوچک آب

فرقی نمی کند

زلال که باشی

آسمان در توست

 

 

گروس عبدالملکیان

برچسب ها : ,

موضوع : گروس ، گلبرگ دوم, | بازديد : 119

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 8 خرداد 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

کلید
 

**

کلید

بر میز کافه جامانده است

مرد

مقابل خانه جیب هایش را می گردد


آینده

در گذشته جا مانده است

 

 

گروس عبدالملکیان

برچسب ها : ,

موضوع : گروس ، گلبرگ دوم, | بازديد : 100

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 8 خرداد 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

مرگ
 

**

موسیقی عجیبی ست مرگ.

بلند می شوی

و چنان آرام و نرم می رقصی

که دیگر هیچکس تو را نمی بیند

 

 

گروس عبدالملکیان

برچسب ها : ,

موضوع : گروس ، گلبرگ دوم, | بازديد : 197

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 8 خرداد 1392 توسط سید مجتبی محمدی |


میدان مین
 

**

فراموش کن

مسلسل را

مرگ را

و به ماجرای زنبوری بیاندیش

که در میانه ی میدان مین

به جستجوی شاخه گلی ست

 

 

گروس عبدالملکیان

برچسب ها : ,

موضوع : گروس ، گلبرگ دوم, | بازديد : 188

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 8 خرداد 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

  
 
گل آفتابگردان
 

**

زیر این آسمان ابری

به معنای نامش فکر می کند

گل آفتابگردان!

 

 

گروس عبدالملکیان
 

برچسب ها : ,

موضوع : گروس ، گلبرگ دوم, | بازديد : 225

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 8 خرداد 1392 توسط سید مجتبی محمدی |


قصه
 

**

گرگ

شنگول را خورده است

گرگ

منگول را تکه تکه می کند...


بلند شو پسرم !

این قصه برای نخوابیدن است

 

 

 

گروس عبدالملکیان

برچسب ها : ,

موضوع : گروس ، گلبرگ دوم, | بازديد : 252

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 8 خرداد 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 
تن دادن
 

**

و درد

که این بار پیش از زخم آمده بود

آنقدر در خانه ماند

که خواهرم شد


با چرک پرده ها

با چروک پیشانی دیوار کنار آمدیم

و تن دادیم

به تیک تاک عقربه هایی

که تکه تکه مان کردند

پس زندگی همین قدر بود ؟

انگشت اشاره ای به دوردست ؟

برفی که سال ها

بیاید و ننشیند ؟


و عمر

که هر شب از دری مخفی می آید

با چاقویی کند

...

ماه

شاهد این تاریکی ست

و ماه

دهان زنی زیباست

که در چهارده شب

حرفش را کامل می کند

و ماهی سیاه کوچولو

که روزی از مویرگ های انگشتانم راه افتاده بود

حالا در شقیقه هایم می چرخد


در من صدای تبر می آید.

آه ، انارهای سیاه نخوردنی بر شاخه های کاج

وقتی که چارفصل به دورم می رقصیدند

رفتارتان چقدر شبیهم بود


در من فریادهای درختی ست

خسته از میوه های تکراری


من ماهی خسته از آبم

تن می دهم به تو

تور عروسی غمگین

تن می دهم

به علامت سوال بزرگی

که در دهانم گیر کرده است.


پس روزهایمان همین قدر بود؟


و زندگی آنقدر کوچک شد

تا در چاله ای که بارها از آن پریده بودیم

افتادیم.

 

 

گروس عبدالملکیان

برچسب ها : ,

موضوع : گروس ، گلبرگ دوم, | بازديد : 201

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 8 خرداد 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 
دود

**
 

تیرهوایی بی خطر

تو

آسمان را کشتی !


روز به سختی از زیر در

از سوراخ کلیدها به درون آمد

اگر دست من بود

به خورشید مرخصی می دادم

به شب اضافه کار !

سیگاری روشن می کردم و

با دود

از هواکش کافه بیرون می رفتم...

 

 

گروس عبدالملکیان

برچسب ها : ,

موضوع : گروس ، گلبرگ دوم, | بازديد : 185

صفحه قبل 1 صفحه بعد